قید زمان در انگلیسی با مثال های متنوع
در این بخش از آموزش انگلیسی از تاپ سایت 98 به سراغ قید زمان می رویم و با چندین مثال با تمامی ابعاد آن آشنا می شویم.
قید زمان در انگلیسی چیست؟
قید زمان، کلمه یا عبارتی است که زمان انجام کار را نشان می دهد.
در صورتی که قید مکان و قید زمان در یک جمله وجود داشته باشد قید مکان باید قبل از قید زمان قرار گیرد. قید زمان معمولا در انتهای جمله قرار می گیرد. در مثال های زیر مشاهده می کنید.
اگر در جمله ای قید زمان چند بار استفاده شود ابتدا واحدهای کوچکتر نوشته می شوند.
قیدهای زمان به ما می گویند که چه زمانی یک عمل اتفاق افتاده است. همچنین برای چه مدت و چند وقت یکبار.
قیدهای زمان تغییر ناپذیرند و در زبان انگلیسی بسیار رایج هستند.
مثال:
معنی فارسی | مثال قید زمان |
طلایی دیروز به خانه خرس ها رفت |
Goldilocks went to the Bears' house yesterday |
فردا میرم اتاقمو مرتب کنم |
I'm going to tidy my room tomorrow |
من امروز سارا رو دیدم |
I saw Sara today |
من بعدا با شما تماس خواهم گرفت |
I will call you later |
الان باید برم |
I have to leave now |
من آن فیلم را پارسال دیدم |
I saw that movie last year |
اگر قید زمان را در انتهای جمله قرار دهیم نشان دهنده یک موقعیت خنثی است، اما این قیدها را میتوان در موقعیتهای دیگری نیز قرار داد تا تاکید متفاوتی داشته باشد.
می توانیم قید زمان را در ابتدای جمله قرار دهیم تا بر عنصر زمان تاکید بیشتر داشته باشیم.
برخی از آنها را می توان قبل از فعل اصلی در نوشتار رسمی قرار داد مانند مثال زیر.
مثال:
بعدها گلدیلاک مقداری فرنی خورد. (زمان مهم است) |
Later Goldilocks ate some porridge. (the time is important) |
گلیدلایک بعداً مقداری فرنی خوردند. (این رسمی تر است، مانند گزارش پلیس) |
Goldilocks later ate some porridge. (this is more formal, like a policeman's report) |
گلدلایک بعداً فرنی خوردند. (این خنثی است، بدون تاکید خاصی) |
Goldilocks ate some porridge later. (this is neutral, no particular emphasis |
لیست قیدهای زمان
این لیستی از قیدهای زمان تک کلمه ای رایج است.
قیدهای زمان عمدتاً افعال را تغییر می دهند و به ما می گویند که چه زمانی اتفاقی می افتد.
معنی فارسی | قیود زمان |
اکنون |
now |
سپس |
then |
امروز |
today |
فردا |
tomorrow |
امشب |
tonight |
دیروز |
yesterday |
سالانه |
annually |
روزانه |
daily |
هر دو هفته یکبار |
fortnightly |
ساعتی |
hourly |
ماهانه |
monthly |
شبانه |
nightly |
سه ماه یکبار |
quarterly |
هفتگی |
weekly |
سالانه |
yearly |
قیدهایی که مدت و زمان را مشخص می کنند
قیدهایی که به ما می گویند برای چه مدتی، معمولاً در انتهای جمله قرار می گیرند.
مثال ها
او تمام روز را در خانه خرس ها ماند. |
She stayed in the Bears' house all day. |
مادرم یک سال در فرانسه زندگی کرد. |
My mother lived in France for a year. |
من از سال 1375 وارد این مدرسه شدم. |
I have been going to this school since 1996. |
در این عبارات قید که به ما می گویند برای چه مدت، for همیشه با بیان مدت دنبال می شود، در حالی که since همیشه با بیان یک نقطه از زمان دنبال می شود.
قیدهایی که به ما می گویند چند بار
قیدهایی که به ما می گویند چقدر فراوانی یک عمل را بیان می کنند. معمولاً قبل از فعل اصلی اما بعد از افعال کمکی (مانند be, have, may و must) قرار می گیرند. تنها استثنا زمانی است که فعل اصلی «بودن» باشد، در این صورت قید بعد از فعل اصلی قرار می گیرد.
مثال ها
من اغلب غذای گیاهی می خورم. |
I often eat vegetarian food. |
او هرگز شیر نمی نوشد. |
He never drinks milk. |
همیشه باید کمربند ایمنی خود را ببندید. |
You must always fasten your seat belt. |
من به ندرت دیر می کنم. |
I am seldom late. |
او به ندرت دروغ می گوید. |
He rarely lies. |
وقتی قیود تکرار در ابتدا و انتهای جمله قرار می گیرند، معنای قید بسیار قوی تر می شود.
در زیر چند مثال را مشاهده می کنید.
موقعیت قوی تر |
موقعیت ضعیف تر |
I visit France frequently. |
I frequently visit France. |
Generally, I don't like spicy foods. |
I generally don't like spicy foods. |
I listen to classical music normally. |
I normally listen to classical music. |
I go to the opera occasionally. |
I occasionally go to the opera. |
Often, I jog in the morning. |
I often jog in the morning. |
I come to this museum regularly. |
I regularly come to this museum. |
I get up very early sometimes. |
I sometimes get up very early. |
I enjoy being with children usually. |
I usually enjoy being with children. |
برخی از قیدهای دیگر که به ما می گویند تعداد دقیق دفعاتی که یک عمل اتفاق می افتد چقدر است. این قیدها معمولاً در انتهای جمله قرار می گیرند.
این مجله به صورت ماهانه منتشر می شود. |
This magazine is published monthly. |
او هفته ای یک بار به دیدار مادرش می رود. |
He visits his mother once a week. |
من پنج روز در هفته کار می کنم. |
I work five days a week. |
من فیلم را هفت بار دیدم. |
I saw the movie seven times. |
استفاده از yet
yet در سؤالات و جملات منفی استفاده می شود تا نشان دهد چیزی که اتفاق نیفتاده یا ممکن است رخ نداده باشد اما انتظار می رود اتفاق بیفتد. در آخر جمله یا بعد از آن قرار می گیرد.
مثال ها
آیا هنوز کار خود را تمام کرده اید؟ |
Have you finished your work yet? |
نه. هنوز نه |
No, not yet |
آنها هنوز او را ملاقات نکرده اند. |
They haven't met him yet. |
هنوز تموم نکردی؟ |
Haven't you finished yet? |
استفاده از still
Still تداوم را بیان می کند. در جملات مثبت قبل از فعل اصلی و بعد از افعال کمکی مانند be, have, may, will قرار می گیرد.
اگر قرار است فعل اصلی، to be باشد، Still را بعد از آن قرار دهید. در سؤالات، همچنان قبل از فعل اصلی است.
مثال:
او همچنان منتظر شماست |
She is still waiting for you. |
ممکن است جیم هنوز هم بخواهد. |
Jim might still want some. |
آیا هنوز برای بی بی کار می کنید؟ |
Do you still work for the BB? |
هنوز اینجایی؟ |
Are you still here? |
من هنوز گرسنه ام. |
I am still hungry. |
امیدواریم از این آموزش لذت برده باشید.
مشاهده همه دورس انگلیسی به ترتیب از مقدماتی تا پیشرفته
سوال یا نظری دارید کامنت کنید.
موفق باشید.
منبع: ef
نظرات کاربران
از دیدگاه مرتبط با موضوع استفاده نمایید.
از تبلیغ سایت یا شبکه اجتماعی خودداری فرمایید.
برای پاسخ گویی بهتر در سایت ثبت نام نمایید و سپس سوال خود را مطرح فرمایید.
اگر به دنبال کار پاره وقت هستید با ما تماس بگیرید.
اگر سوال یا نظری دارید در بخش کامنت ها بنویسید.اگر موضوع خاصی مد نظر شماست که در سایت موجود نیست در بخش کامنت ها بنویسید